๑۩۞۩๑..:: گلشن رضوان ::..๑۩۞۩๑
باشد که علی الصباح ابدیت، به شوق دیدار تو...

ای حسین، ای فرزند شریف ترین انسان، ای معشوق جان های شیفته حق و حقیقت و ای امید حیات پاکان اولاد آدم، داستان خونین تو در دشت سوزان نینوا، قرن ها پیش از آن که چشم به این دنیا باز کنیم، به وقوع پیوسته است. و چنین بود که ما و گروهی از کاروانیان گذرگاه حیات پرمعنا، به حکم جریان منظم زندگی در جویبار زمان، از دیدار جمال زیبای ربانی تو و یاران بی نظیرت محروم گشتیم...

با این حال، سپاس بیکران خدایی را که از آن گروه نابخرد نبودیم که نشستند و عهدها بستند و تو را برای اقامه حکومت حق و عدالت، به سرزمین خود، عراق دعوت نمودند و در آن هنگام که گام بر سرزمین آنان نهادی، آن نابخردان ضد انسانیت عهدها را شکسته و به انکار صدها نامه ای که شخصیت خود را در گرو آن گذاشته بودند، برخاستند و آن گاه با شمشیرهای بران خود، بر تو و یاران تو تاختند و در آن روز، پیش از آن که خورشید سپهر لاجوردین از دیدگاه زمین نشینان ناپدید گردد، خورشید عالم افروز وجود تو را از دیدگان مردم دنیا پوشاندند. غافل از آنکه، اگر جمال ابدیت نمای تو از دیدگاه فضای عالم طبیعت غروب کند، در دل پاکان فرزندان آدم، طلوعی جاودانه خواهد داشت.] طلوعی بس درخشنده تر[.

اینک، ما دلباختگان وجود نازنینت، عهدنامه ای با قلم عقل و وجدان نوشته و با خون دل امضا نموده، به پیشگاه مقدست تقدیم می داریم که: تا جان در بدن داریم، دل به عشق تو سپاریم و در راه دفاع از آرمان الهی تو که رسالت عظمای انسانیت است، از هیچ تلاشی دریغ نورزیم.

باشد که علی الصباح ابدیت، به شوق دیدار تو، ای چهره ات تجلی گاه حق و حقیقت، سر از خاک برآوریم و در شعاع جاذبیت روح برگ تو، گام به سرنوشت نهایی خود برداریم.

 

* علامه محمد تقی جعفری(ره)*

...

بفرمایید()        link        پنجشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٦ - مونا