๑۩۞۩๑..:: گلشن رضوان ::..๑۩۞۩๑
امام رافت و کرامت

 

                          من که کبوتر دلم انس گرفته با رضا

                                                می شنوم ز قدسیان، زمزمه رضا رضا

 

 کرامتی ازامام الرئوف

عارف واصل، حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی می گوید:زمانی مصمم شدم که به نجف اشرف رحل اقامت افکنم، اما در هنگامی که در یکی از اتاق های صحن عتیق رضوی در مشهد، به ریاضتی سرگرم بودم، در حال ذکر و مراقبه، دیدم که درهای صحن مطهر عتیق بسته شد و ندا برآمد که حضرت رضا(علیه السلام) اراده فرموده اند که از زائران خویش دیدن کنند. پس از آن در محلی جنب ایوان عباسی،- در همین نقطه که اکنون قبر مطهر ایشان است- تختی نهادند و حضرت بر آن استقرار یافتند. آن گاه به فرمان آن حضرت، در شرقی و غربی صحن عتیق را گشودند تا زائران از در شرقی وارد و از در غربی خارج گردند. در آن هنگام دیدم که پهنه صحن مالامال از گروهی شد که برخی به صورت حیوانات مختلف بودند و از پیشاپیش حضرتش می گذشتند، اما امام(علیه السلام) دست ولایت و نوازش خود را بر سر همه آن زائران، حتی آنها که به صورت غیر انسانی بودند می کشیدند و اظهار مرحمت می فرمودند. پس از آن سیر و شهود معنوی و مشاهده آن رافت عام از امام رضا(علیه السلام) بر آن شدم که در مشهد سکونت گزینم و چشم امید به الطاف و عنایات آن حضرت بدوزم.

جناب شیخ پس از مشاهده این کرامت از امام  الرئوف،تا پایان عمر، مقیم بارگاه رضوی می شوند و وصیت می کنند که ایشان را در همان جایی که تخت امام رضا(علیه السلام) را در آنجا نهاده بودند، دفن کنند.

"مقدادی، نشان از بی نشان،ص 35."

 

...

بفرمایید()        link        سه‌شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٦ - مونا